پیچک ( محمد سلمانی )

شعر وادب پارسی

عناوین مطالب
- نمي خواهم به زشتي ها نگاهم را بيندازم ( محمد سلمانی )
- بي تو بودن راتمام شهر بامن گريه کرد( محمد سلمانی )
- وطنم شوکت و شکوه تو را ، کوه هاي بلند ( محمد سلمانی )
- شب در طلسم پنجره وامانده بود و من( محمد سلمانی )
- اي داغ ننگ خورده به چين جبين تان ( محمد سلمانی )
- عينکمو جا مي ذارم رو طاقچه ( محمد سلمانی )
- در آن درازترين شب که آب يخ زده بود ( محمد سلمانی )
- خواست تقدير کمرنگ خود را،از تهيگاه ( محمد سلمانی )
- اصلا"چرا سفيد ؟چرا پس سياه نه؟( محمد سلمانی )
- در گير تو بودم که نمازم به قضا رفت( محمد سلمانی )
- يباي من! آيينه ي تنهاشدنم باش ( محمد سلمانی )
- بين در سطر سطر صفح? فالي که مي بينم( محمد سلمانی )
- وقتي خدا به هيات يک زن تورا سرود( محمد سلمانی )
- شعارها همه يکدست زنده باد شدند( محمد سلمانی )
- شکسته ام شکسته اي صدا ندار( محمد سلمانی )
- دوشنبه بود زجا پاشدند سربازان ( محمد سلمانی )
- دوباره آمده در اين محله خانه گرفته ( محمد سلمانی )
- بيا به شعر لطيف سحاب گوش کنيم ( محمد سلمانی )
- يک روز در فصل پرواز بال مرا باز کردند( محمد سلمانی )
- گذار تنها بماند تنهاي تنها هميشه( محمد سلمانی )
- خوب شد کمي حال من بيا ( محمد سلمانی )
- چه در حياط چه در كنج بيشه سبز شديم( محمد سلمانی )
- در اين دقايق بسيار تلخ و تکراري( محمد سلمانی )
- روز و شب آنقدر زحمت مي کشم( محمد سلمانی )
- ما خاک بر سران فراموش مانده ايم( محمد سلمانی )
- ديدي آخر جدا شدي رفتي ، عاقبت بي وفا ( محمد سلمانی )
- صداي پاي کسي باغ را تکان مي داد( محمد سلمانی )
- من آن ستاره ي نامرئي ام که ديده نشد( محمد سلمانی )
- تاريخ‌نويسان كه قلم در كفشان بود ( محمد سلمانی )
- آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدم( محمد سلمانی )
- زیر پای هر درخت، یک تبر گذاشتیم ( محمد سلمانی )
- اگر چه بين من و تو هنوز ديوار است ( محمد سلمانی )
- وقتي كه حكمران چمن باد مي‌شود( محمد سلمانی )
- عشق پرواز بلندي‌ست مرا پر بدهيد ( محمد سلمانی )
- کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ ( محمد سلمانی )
- بي‌حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست ( محمد سلمانی )
صفحه قبل 1 صفحه بعد