تبلیغات اینترنتیclose
وطنم شوکت و شکوه تو را ، کوه هاي بلند ( محمد سلمانی )
پیچک ( محمد سلمانی )
شعر وادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

وطنم شوکت و شکوه تو را ، کوه هاي بلند کافي نيست ؟
دشمنانت تو را که مي بينند ، عاشقت مي شوند کافي نيست ؟

دامن قله ي دماوندت ، خيل آزادگان در بندت
غم و شاديت ، اشک و لبخندت ، همه جا با همند کافي نيست ؟

قهرمانان عاري از کينه ، همه از جنس آب و آيينه
مثل رستم کنار تهمينه ، سبلان و سهند کافي نيست ؟

اي نگهبان من فرشته ي من ، کوهساران رشته رشته ي من
چه نيازي به نانوشته ي من ، پرنيان و پرند کافي نيست ؟

خانه هاي هنوز چوبي شان ، رقص سرکنگي جنوبيشان
کوه تا کوه پايکوبي شان ، ابرهاي لوند کافي نيست ؟

يادگاران شادي و اندوه ، سالمندان سال ها نستوه
ضرب در حصر جنگلي انبوه ، نامداران چند کافي نيست ؟

هم به دنبال تکه هاي تنت ، هم پي پاره هاي پيرهنت
دربدر در پي نيافتنت ، از حلب تا خجند کافي نيست ؟

نوجوانان شهر و آبادي ، همه دنبال لقمه اي شادي
حرفشان چيست؟ عشق ! آزادي ! ، اين بگير و ببند کافي نيست ؟

نکند از تو دورشان بکنند ، شرمسار حضورشان بکنند
يا بگيرند کورشان بکنند ، لطفعلي خان زند کافي نيست

 

محمد سلماني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار محمد سلمانی -4, | بازديد : 245