تبلیغات اینترنتیclose
ديدي آخر جدا شدي رفتي ، عاقبت بي وفا ( محمد سلمانی )
پیچک ( محمد سلمانی )
شعر وادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


ديدي آخر جدا شدي رفتي ، عاقبت بي وفا شدي رفتي

ديدي آخر تو هم همين جوري ، زن سر به هوا شدي رفتي

اهل اين حرفها نبودي تو ، اهل اين حرفها شدي رفتي

تا من از خانه پا شدم رفتم ، تو هم از خانه پا شدي رفتي

روسري را گره زدي محکم ، مثلا با حيا شدي رفتي

همه اعضات آهن و مس بود ، پاي تا سر طلا شدي رفتي

به من و گريه هاي اين بچه ، سخت بي اعتنا شدي رفتي

من همان مرد با خدا ماندم ، تو زن نا خدا شدي رفتي

پس چرا هي تماس مي گيري ، تو که ديگر جدا شدي رفتي

 

 

محمد سلماني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار محمد سلمانی -2, | بازديد : 122